می دونی رفتن تو ، توی تقدیر منه ، گریه های بی صدا ، سهم فردای منه ، می دونی اشکای من ،
مث بارون می بارن ، آخه تو که نباشی ، دیگه مانع ندارن
قسم نمی خورم ولی خیلی دلم گرفته ، پشت تموم شیشه ها بارون غم گرفته
یه روز تو بودی و هنوزم مثل اینه که چشام ، غیر تو هیشکیو ندید
تو بودی که حرف منو با گریه شنیدی ، میگفتی که:گریه نکن ابرکه نم گرفته
بارون همیشه اینجوری ساکت و سرده اما.......
وقتی تو نیستی روزامم مثل شبم گرفته ، بازم عهدی که با پنجره ی تو بستم
یادت به یادم میمونه خیلی دلم گرفته
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط سیامک
|

